|
limooiy کشوری که دارای پیشوایی بی باک است همه مردمش قهرمان و دلیر می شوند.حکیم ارد بزرگ
| ||||
|
لطفا روی بنر کوچکی که مرتب عکس هایش عوض میشود وهم اکنون شبیه به تلویزیون در ستون سمت راست این صفحه ، قسمت امکانات وب ، کلیک کنید و یک امتیاز بدهید. دوستان عزیزم سلام اگر ایرانی واقعی هستی پس چند دقیقه برای کشورت وقت بذار طی نظر سنجی از همه مردم خواسته شده که برای تعیین نام خلیج همیشه فارس رای بدهند خلیج همیشه فارس یا خلیج عرب ؟؟؟؟ لطف کنید با صرف یک دقیقه وقت خلیج فارس را برای همیشه خلیج فارس نگهدارید همه جای ایران سرای من است زنده باد ایران و زنده باد ایرانی متاسفانه این آمار61/8درصد بود اما هم کنون با کاهش شدید امار روبروییم برای رای دادن روی کلمه خلیج فارس کلیک کنید ![]() ![]() آهنگ جدید و فوق العاده زيباي فرزاد فرزين با نام خليج فارس با سه کیفیت متفاوت ... ( تنظيم: نويد سپهر / ترانه : روزبه بماني ) *کیفیت اصلی* کلیک کن؛معرفتتو ثابت کن.
لطفا کلیدهایctrl + D کیبورد را فشار دهید سپس دکمه OK یا Done را بزنید موضوعات مرتبط: عکس، اخبار فوری فوری فوری، peres tv(محسن برمهانی)، حجاب(مخصوص دختران جوان)، آلبوم تصاویر رهبر،امام خمینی و شهدا، بازی آنلاین [ چهارشنبه 23 اسفند1391 ] [ 10:4 بعد از ظهر ] [ سید حسن حسینی ]
بیبندوباری درمناطق تفریحی مازنداران+تصاویر
به گزارش پایگاه 598 به نقل از رزمندگان شمال، صبح جمعه که می شود در برخی میادین شهرهای مازندران غلغله ایی برپاست . گروه گروه جوانان مازندرانی به گلگشت می روند. گلگشت برنامه ایی است تفریحی که در غالب کوهنوردی در مناطق جنگلی و کوهستانی مازندران برپا می شود. البته آن کوهنوردی که در ذهن شماست انجام نمی گیرد. کوهنوردی از جنس گلگشت با پای پیاده نیست بلکه جوانان سواره طی مسیر می کنند و بعضا مختلط!. مختلط بودن گلگشتی ها باعث شده بر انبوه متقاضیان تور افزوده شود. گلگشتی ها در ذیل گروه های با شناسنامه و کمی بی عنوان جمعه های دل انگیزی دارند! برخی نحله های فکری و حتی فرق زیر زمینی در جذب جوانان از فرصت گلگشت به نحو مطلوب سود می برند اما خبری از حضور نهادهای مسوول در آن نیست.! گلگشت جمعه های جوانان مازندرانی اما بی حاشیه نیست و داستان هایی دارد که متولیان فرهنگی استان از آن بی خبرند یا خود را به تغافل زدند!
موضوعات مرتبط: تلنگر، مهدویت، تصویر هفته، حجاب(مخصوص دختران جوان) [ سه شنبه 2 خرداد1391 ] [ 12:9 بعد از ظهر ] [ سید حسن حسینی ]
[ سه شنبه 2 خرداد1391 ] [ 12:8 بعد از ظهر ] [ سید حسن حسینی ]
عکس/خلع درجه در وسط خیابان
حدود ۵۰
افسر بازنشسته ارتش و مجروحین جنگی آمریکا در راهپیمایی اعتراض آمیز علیه
ناتو و رهبریت واشنگتن در جنگهای عراق و افغانستان بطور نمادین خود را خلع
درجه کردند. برخی از این افسران با پوشیدن پیراهنهای مشکی نظامی با
شعارهای ضد ناتو و حمل پرچم آمریکا در کنار شیپوری خاموش که معمولا در
مراسم تشییع جنازه سربازان استفاده میشود، اعتراض خود را به حضور و رهبری
نظامی آمریکا در بیشتر جنگهای دنیا اعلام کردند.
![]()
موضوعات مرتبط: سیاه ست [ سه شنبه 2 خرداد1391 ] [ 12:7 بعد از ظهر ] [ سید حسن حسینی ]
فیلم زندگی خصوصی بالاخره به قولمون عمل کردیم |دانلود فیلم زندگی خصوصی با لینک مستقیم|
فرمت : MKV حجم:۶۲۰ مگابایت خلاصه داستان :داستان فیلم “خصوصی” با نام قبلی “زندگی خصوصی” درباره مردی به نام ابراهیم کیانی است که در زندگی خصوصی اش رازهایی وجود دارند که تلاش برای مکتوم نگهداشتن آن ها او را گرفتار برزخی غریب می کند. مهم:جهت دانلود اینجا کلیک کنید و یا به ادامه مطلب مراجه شود موضوعات مرتبط: دانلود فیلم سینمایی جدید ܨܓܨஜادامـــــــــــــــــــــــــــه مـــــطلـــــــــــــــــــــــــــــــب... ஜܨܓܨ [ یکشنبه 31 اردیبهشت1391 ] [ 3:57 بعد از ظهر ] [ سید حسن حسینی ]
[ یکشنبه 31 اردیبهشت1391 ] [ 10:54 قبل از ظهر ] [ سید حسن حسینی ]
[ یکشنبه 31 اردیبهشت1391 ] [ 10:52 قبل از ظهر ] [ سید حسن حسینی ]
[ پنجشنبه 28 اردیبهشت1391 ] [ 10:56 بعد از ظهر ] [ سید حسن حسینی ]
10 رمان برتر تاریخی(+عکس)
موضوعات مرتبط: فرهنگ و هنر و شعر و نقاشی ܨܓܨஜادامـــــــــــــــــــــــــــه مـــــطلـــــــــــــــــــــــــــــــب... ஜܨܓܨ [ پنجشنبه 28 اردیبهشت1391 ] [ 10:48 بعد از ظهر ] [ سید حسن حسینی ]
[ پنجشنبه 28 اردیبهشت1391 ] [ 10:45 بعد از ظهر ] [ سید حسن حسینی ]
[ چهارشنبه 27 اردیبهشت1391 ] [ 11:25 قبل از ظهر ] [ سید حسن حسینی ]
[ چهارشنبه 27 اردیبهشت1391 ] [ 11:24 قبل از ظهر ] [ سید حسن حسینی ]
نور "خدا" در خانه جانباز 100 درصد/ به احترام این زن بایستید!+تصاویر
خرم آباد - خبرگزاری مهر: وقتی قرار بر نوشتن است
از اسطوره و الگو و نمونه گاهی قلم هم واهمه دارد از سقوط در عمق شعارزدگی
و استیصال؛ ولی اینجا باید نوشت تا همه به احترام یک زن قیام کنند، زنی که
برای خودش اسطوره ای شده است.
با پای دل می رویم و مهمان صاحبخانه ای می شویم که رد عبور فرشتگان را می شود در خانه اش پیدا کرد. قدم که می گذاریم احساس عجیبی به ما می گوید که اینجا حس غریبی دارد! حسی به اندازه همین جمله گنگ و مبهم. اینجا شهید زنده ای به آسمان خیره شده است... اینجا شهید زنده ای روی تخت دراز کشیده و به آسمان خیره شده است و با نگاهش نجوا می کند، جانباز 100 درصد "سید نورخدا موسوی منفرد" سه سال است در حالت کما همینطور خیره به سقف اتاق می نگرد و انگار در عمق نگاهش چیزی است که مسحورمان می کند! نه تنها ما را بلکه هر کسی را که اینجا قدم گذاشته و جادو شده است. می گویند هر روز از هر جای ایران دوستان و آشنایانی به نیت زیارت "شهید زنده" می آیند! جانبازی که رد گلوله گروهک ملعون ریگی را می توان روی پیشانی اش گرفت، "نور خدا" شهید پاسداشت کیان مملکت است، شهید حفظ خاکی که برایمان بیش از همه دنیای خاکی می ارزد!
زهرا سادات دختر کوچک سید نورخدا می گوید که پدرش سه سال و دو ماه و 10 روز است که به آسمان خیره شده و انگار منتظر است! دخترک شماره روزهای انتظار پدرش را خوب می داند و حتی ساعت هایش را هم شمرده است. تنها 10 سال سن دارد و قرار است بعد از سه سال چراغ شادی را امشب در دهمین سالگرد تولدش در خانه نورانی "سید" روشن کند، می گوید این تولد، تولد 10 سالگی او نیست، تولد نویدی است که دکتر برای یک بار دیگر "زهرا" گفتن سید نورخدا به آنها داده و بی اندازه خوشحالشان کرده است. خیلی! شمردنی نیست! تا آمدن خانم حافظی همسر "سید نورخدا" با زهرا سادات گپ می زنیم و او هم از همکلاسی هایش می گوید که گاهی برای دیدن "بابایی" به خانه شان می آیند، کمی از معدلش می گوید و اینکه هر سال شاگرد اول می شود. از اینکه سه سال انتظار بابا را چطور تاب آورده است و اینکه چطور به مادر کمک می کند تا نیازهای بابا را برطرف کنند. خلاصه دخترک حرفهای گفتنی زیادی دارد ولی مادرش با سینی چایی که مقابلمان می گذارد رشته کلام را به دست می گیرد تا جواب سوالی را که از زهرا سادات پرسیده ام خودش بدهد و با نگاه گرمش می گوید: هر اتفاقی برای "سید" بیفتد ما دوستش داریم، حتی هر روز بیشتر از روز گذشته! و زهراسادات با تکان دادن سرش حرف مادر را تایید می کند. می گویم زهرا جان حالا جواب سوال را خودت بگو، بابا را چقدر دوست داری و دخترک جواب می دهد: خیلی! شمردنی نیست! و جوابش دقایقی سکوت را مهمان فضای اتاق می کند. از زن جوان که به زحمت 37 سالش تمام شده است می خواهم قصه زندگی اش را با "سید نورخدا" بگوید تا با سکوت معناداری مرور کند روزهای قشنگی را که هر شب شاید در ذهنش به آنها می اندیشد. یک قصه تمام نشدنی... می گوید همه زندگی ما قصه است، یک قصه تمام نشدنی که دوست ندارم تمام شود. از جوابش شگفت زده می شوم، انگار که قرار نبوده چنین جوابی بشنوم با تعجب می پرسم دوست ندارید تمام شود؟ و با همان نگاه مصمم می گوید نه! شوهرش را همینطوری روی تخت، بدون حتی یک واکنش، یک کلمه، یک نگاه معنادار و حتی یک صدا یا آوای با مفهوم دوست دارد و همین شگفت زده ام می کند!
می گوید غریبه ها از شهرهای دور و نزدیک برای دقیقه ای با "سید نورخدا" بودن به اینجا می آیند تا از اتاقی که فرشته ها قدم هایشان را آنجا می گذارند بی نصیب نمانند و من خوشبخت ترین زن روی زمین هستم که همه روزم اینجا شب می شود و شبم به سپیده پیوند می خورد. از 14 سال زندگی مشترک با "سید" حرفها دارد، ولی همه 11 سال یک طرف و سه سال و دو ماه و 10 روز آخرش یک طرف! می گوید من از 17 اسفندماه سال 87 یک بار دیگر متولد شده ام، همزمان با بهشتی شدن سید نورخدا من هم اوج گرفتم تا توفیق پرستاری "شهید زنده" را داشته باشم. سید دلم را برد! از روز آشنایی با "سید" می پرسم و با صورت گل انداخته می گوید که برای اولین بار در روز خواستگاری او را دیده و همان روز هم عاشقش شده است! وقتی از عشقش حرف می زند به مانند همه زنان محجوب و با حیای لرستانی صدایش می لرزد و صورتش سرخ و سفید می شود و می گوید: سید دلم را برد! کمی تامل می کند و حرفهایش را به روز جانباز شدن سید پیوند می زند. می گوید همه چیز در عملیات کمین در شرق زاهدان و در نبرد با گروهک ریگی اتفاق افتاد. می گوید "سید" مرخصی داشته و قرار بوده همان روز برگردد ولی نوبت مرخصی اش را به همکارش می دهد تا توفیق حضور داشته باشد. می گوید اگر این مقاومت نبود شاید فاجعه ای رخ می داد، شاید! پرستار یکی از اهالی بهشت شده ام... زن جوان تند و تند حرف می زند و من فقط گوش می کنم، گاهی آنقدر محو حرفهایش می شوم که نمی توانم کلمه ای بنویسم. می گوید "نمی دانی خون سید چه ها کرده است"، می گوید "شیرین ترین روزهای زندگی ام را سپری می کنم"، می گوید " من پیش کسی هستم که ایمان دارم بهشتی می شود و چقدر خداوند به من لطف داشته که پرستار یکی از اهالی بهشت شده ام"، می گوید...
در نگاهش غرور خاصی است که بی اندازه مجذوبم می کند، غروری که زندگی در کنار یک مرد بهشتی و یک شهید زنده به او داده و این احساس تمام روحش را تسخیر کرده است. با مکث خاصی سوالم را مزمزه می کنم و می پرسم "خسته نمی شوی؟" می گوید از چه؟ با کمی تامل انگار که نمی دانم حرفم را چطور در قالب کلمات بیاورم با شرمندگی در چشمانش نگاه می کنم و از نگاهم منظورم را می خواند و می گوید: نه! پرستاری فرزند زهرا(س) سهم کمی نیست! سریع پی سوالم را می گیرم و می پرسم تا به حال از خدا گلایه کرده ای که "حقت این نبوده است؟" و بازهم جوابش سوالم را شرمنده می کند و می گوید: این تمام حق من از زندگی بوده است، پرستاری فرزند زهرا(س) سهم کمی نیست! انگار که احساس می کند حرفش را شعار پنداشته ام پی حرف هایش را می گیرد و می گوید: اینها که می گویم شعار نیست، واقعیت زندگی من است، واقعیت همه سه سال و 2 ماه و 10 روز زندگی با یک "شهید زنده"! احساس زنی که سالهاست همسرش بدون واکنشی روی تخت دراز کشیده و خیره مانده همه وجودم را مبهوت کرده است. زن جوان که انگار استیصال مرا دریافته حرف هایش را ادامه می دهد و می گوید: من فقط از "سید" دو سوال دارم، یکی اینکه آیا از من راضی است و دوم اینکه مرا هم پیش مادرش زهرا(س) شفاعت می کند؟ می ترسم کم بیاورم! می گویم برای شفای "سید" دعا می کنی؟ و بازهم جواب عجیب زن جوان که "سید به دعای من احتیاج ندارد، خدا خودش به سید شفا داده است..." می گوید که گاهی برای "سید" و خوشبختی شان اسفند دود می کند، می ترسد این خوشبختی تمام شود و با لبخندی می گوید همه به زندگی ما غبطه می خورند! می گوید همیشه در زندگی مان "تک" بوده ایم و حالا هم در همه دنیا "تک" هستیم.
از او راجع به ترس ها و واهمه هایش می پرسم، آرام می گوید: می ترسم کم بیاورم! قبل از دعا کردن برای هر چیزی داخل پرانتز به خدا می گویم به من توانی بده که در این مسیر ثابت قدم باشم. روی پیشانی "سید نورخدا" بوسه می زند و می گوید روزی هزار بار پیشانی "سید" را بوسه باران می کنم، اینجا رد گلوله ای است که خانواده ما را بهشتی کرد! یک زن دیگر متولد شده است! کبری حافظی همسر جانباز 100 درصد "سید نورخدا موسوی منفرد" معلم است ولی به خاطر همسرش مرخصی گرفته و کلاس درس را رها کرده است. خودش می گوید کلاس درس من اینجاست، من اینجا امتحان پس می دهم و به جای معلمی پرستارم! از تحمل و صبرش می پرسم و می گوید که قبل از جانباز شدن "سید نورخدا" خیلی روحیه حساس و عاطفی داشته است. می گوید وقتی سید سرما می خورد برایش تب می کردم! کمی مکث می کند و ادامه می دهد: ولی انگار آن زن حساس و کم تحمل تمام شده و یک زن دیگر متولد شده است! از آرزوهایش سوال می کنم و با خوشحالی تمام از در آستانه تحقق قرار گرفتن آرزوی دیدار با مولایش حضرت آیت الله خامنه ای می گوید. با ذوق زدگی خاصی می گوید که موافقت شده که به همراه بچه هایش به دیدار رهبری بروند تا یکی از آرزوهایش رنگ واقعیت بگیرد. آیا این منم!؟ می گویم راستی خانم حافظی چطور با سید ارتباط می گیری وقتی نه می تواند حرفی بزند و نه واکنشی و نه حتی نگاهی؟ انگار که از حرفم خوشش نمی آید، می گوید: من آنقدر به سید نزدیکم که نیازی به حرف یا کلامی نیست. وقتی تشنه می شوم احساس می کنم سید تشنه است و وقتی کمی آب روی لبهایش می ریزم عطش خودم هم رفع می شود! می گوید سید در کما قرار دارد ولی همه احساسش را احساس می کنم. انتظار ندارد من احساسش را درک کنم برای همین حرف هایش را با این جملات تمام می کند: کسی نمی داند سید چه کرده است با دل من!گاهی وقتها به خودم نگاه می کنم و می گویم آیا این منم!؟ جز سکوت در مقابل حرفهای این بانوی صبر و ایثار چیز دیگری در ذهن قلمم نمی گنجد، احساسش همه وجودم را پر کرده ولی انگار حرفهایش را جز خودش کس دیگری نمی تواند درک کند، برای همین مهر سکوت بر لبهایم می زنم تا او بگوید و بگوید و بگوید و حرفهایش همین گزارش شود. برای رفتن از جایگاه فرشتگان و جایی که یک "شهید زنده" روی تخت به چشمان آسمان خیره مانده است پاهایم یاری نمی کند، انگار همان حس غریب همه وجودم را مسحور کرده است، اینجا جادویی به وسعت نگاه یک شهید جاریست، با وضو وارد شوید. موضوعات مرتبط: حماسه و مقاوت [ چهارشنبه 27 اردیبهشت1391 ] [ 11:23 قبل از ظهر ] [ سید حسن حسینی ]
بیلبوردهای تبلیغاتی علیه احمدی نژاد در آمریکا + عکسمنظور از این بیلبوردها تاکید بر مخالفت مشترک اوباما و ' احمدی نژاد' با استقلال آمریکا در زمینه انرژی است. به گزارش قدس انلاین وبه نقل از مشرق ، گروه"کامپس کلورادو" از راه اندازی یک کمپین جدید از طریق بیلبورد خبر داد و اعلام کرد که این گروه طی آن ، اوباما را با محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران پیوند می دهد. این گروه محافظه کار می گوید که منظور از این بیلبوردها تاکید بر مخالفت مشترک اوباما و " احمدی نژاد" با استقلال آمریکا در زمینه انرژی است. بنا به گزارش وب سایت گروه "کامپس کلورادو"، این 28 بیلبورد که در سرتاسر ایالت کلرادو نصب خواهند شد، اوباما، احمدی نژاد و یکی از سه نماینده دموکرات این ایالت در مجلس نمایندگان – "اد پرلماتر"، "سال پیس" و "جو میکلوسی" – را با این شعار به نمایش می گذارند که "بهای بالاتر بنزین، آری!؛ استقلال انرژی آمریکا، نه!". "تیلر کیو.هولتن" رئیس کامپس کلرادو درباره قصد راه اندازی این بلیبوردها در یک بیانیه مطبوعاتی گفت: " رئیس جمهور اوباما و اد پرلماتر، در دوران کار سیاسی خود با انرژی تولیدی آمریکا مخالفت کرده اند." وی افزود : اوباما و پرلماتر از طریق مخالفت با خط لوله "کی استون" و حفاری های اکتشافی داخلی، به طور مستقیم به افزایش بهای بنزین در سرتاسر کشور کمک کرده اند.
موضوعات مرتبط: سیاه ست [ چهارشنبه 27 اردیبهشت1391 ] [ 11:23 قبل از ظهر ] [ سید حسن حسینی ]
نقطه شروع فسادبزرگ بانكي؟ + تصویر
موضوعات مرتبط: اقتصادی [ چهارشنبه 27 اردیبهشت1391 ] [ 11:22 قبل از ظهر ] [ سید حسن حسینی ]
عکس/ وقتی دولتیها به خط میشوند!
مراسم یکصدمین سفر استانی هیات دولت با حضور دکتر محمود احمدی نژاد رئیس جمهور در سالن عطار نمایشگاه بین المللی مشهد برگزار شد.
![]() موضوعات مرتبط: بهارستان [ سه شنبه 26 اردیبهشت1391 ] [ 3:12 قبل از ظهر ] [ سید حسن حسینی ]
[ سه شنبه 26 اردیبهشت1391 ] [ 3:12 قبل از ظهر ] [ سید حسن حسینی ]
تقدیر محمود احمدی نژاد رئیس جمهور از محمد یکی از کودکان حاضر در سفر استانی 5 سال پیش
موضوعات مرتبط: عکس [ سه شنبه 26 اردیبهشت1391 ] [ 3:7 قبل از ظهر ] [ سید حسن حسینی ]
[ سه شنبه 26 اردیبهشت1391 ] [ 3:6 قبل از ظهر ] [ سید حسن حسینی ]
[ سه شنبه 26 اردیبهشت1391 ] [ 2:41 قبل از ظهر ] [ سید حسن حسینی ]
تصاویر چند پوستر از شاهین نجفی خائن
![]() به گزارش گرداب، شبکه تلویزیونی صدای آمریکا (VOA) گزارش داد: پلیس آلمان اعلام کرد از جان “شاهین نجفی”، هنرمند ایرانی ساکن کلن، در برابر تهدید بنیادگرایان حفاظت خواهد کرد. شاهین نجفی، خواننده رپ ایرانی پس از اجرای ترانه ای به نام [...] از سوی تندروهای ایرانی به مرگ تهدید شده و پایگاه خبری “شیعه آنلاین” برای کشتن وی یکصد هزار دلار جایزه تعیین کرده است. صدای آمریکا در ادامه افزود: سخنگوی پلیس شهر کلن گفته است بخش امنیت ملی اداره پلیس کلن تدابیر حفاظتی در مورد شاهین نجفی را تصویب کرده است. ترانه [...] در روزهای اخیر جنجال بسیاری ایجاد کرده است؛ در این ترانه شاهین نجفی امام دهم شیعیان را مورد خطاب قرار داده و با نگاه انتقادی شرایط کنونی اجتماعی و سیاسی ایران را بازگو کرده است. شاهین نجفی در گفت و گوهای خود اعلام کرده است در اجرای این ترانه قصد توهین به باورهای دینی مردم را نداشته است. درحالی صدای آمریکا با حمایت از این خواننده مرتد، ادعا می کند که شاهین نجفی قصد توهین به باورهای دینی را نداشته است که وی در مصاحبه خود با شبکه دولتی “بیبیسی” فارسی توهین به مقدسات مسلمانان و شیعیان را رسالت خود دانسته و با وقاحت تمام می گوید: «من وقتی کاری را انجام می دهم به تبعات آن فکر نمی کنم و فقط رسالت خود را انجام می دهم!» وی همچنین در مصاحبه با بیبیسی در پاسخ به این سؤال که “آیا شما با کارهای خود به دنبال تابو شکنی نسبت به برخی مسائل هستید؟” با تأیید آن گفت: «بله؛ بخشی از آن آگاهانه صورت می گیرد که من آن را انکار نمی کنم. بخش آگاهانه سوار بر بخش ناخودآگاه ذهن و شخصیت درونی من است. به این دلیل من همان چیز را می نویسم و اجرا می کنم که هستم.» موضوعات مرتبط: اخبار فوری فوری فوری [ یکشنبه 24 اردیبهشت1391 ] [ 1:25 بعد از ظهر ] [ سید حسن حسینی ]
عکس/نشان دادن عرق ملی مجیدی در قطر
دیدار
الغرافه و السد پس از آنکه در وقتهای معمول و اضافه با نتیجه تساوی بدون
گل به اتمام رسید تیم الغرافه در ضربات پنالتی برتری 4 بر 3 را از آن خود
کرد و قهرمان جام حذفی قطر شد. مجیدی در پایان این دیدار با پرچم ایران در
جشن قهرمانی الغرافه شرکت کرد.
موضوعات مرتبط: تلنگر، مطالب و عکس های جالب [ یکشنبه 24 اردیبهشت1391 ] [ 1:22 بعد از ظهر ] [ سید حسن حسینی ]
[ یکشنبه 24 اردیبهشت1391 ] [ 1:22 بعد از ظهر ] [ سید حسن حسینی ]
[ یکشنبه 24 اردیبهشت1391 ] [ 1:21 بعد از ظهر ] [ سید حسن حسینی ]
[ یکشنبه 24 اردیبهشت1391 ] [ 1:20 بعد از ظهر ] [ سید حسن حسینی ]
|
||||
| [ طراحی : سافت گذر ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||||